تحلیل ها و تحقیقات دانشگاهی، دروس، کتب و مقالات اقتصادی
درنبوش و فیشر از اقتصاددانان معروف هستند که کتاب اقتصاد کلان آنان به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده و در دانشگاهها تدریس میشود. این مجموعهای که ترجمه شده برای رشته اقتصاد (کلان یک) برای رشتههای علوم انسانی (کلان) قابل استفاده است.
این کتاب شامل هفت فصل است که به عنوان نمونه بخشی از آن معرقی میشود.
فصل دو
تولید ناخالص و تولید خالص ملی
محاسبه تولید ناخالص ملی : تولید ناخالص ملی ( GNP ) مجموعه ی کلیه ارزش های کالا ها و خدمات نهایی است که توسط عوامل تولید متعلق
به یک کشور در یک دوره معین بدست آمده است.
ارزشیابی روی این کالا ها و خدمات براساس قیمتهای جاری بازار محاسبه شده و همه آن ارزش ها جمع می شود ودر نتیجه تولید ناخالص ملی بدست می آید .
تولید ناخالص داخلی ( GDP ) عبارت از ارزش کلیه کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک کشور طی یک دوره معین است.
کالا های نهایی و ارزش افزوده
افزوده به کالا های مورد نظر جزء تولید ناخالص محاسبه می شود .
فصل چهار
پول،بهره و درآمد
این فصل به معرفی پول و سیاست پولی میپردازد و چارچوبی را برای مطالعه ارتباط بازارهای دارایی و کالا تدوین مینماید.
نمودار ۱۴- نرخ بهرهی مقرر شده روی اوراق و اسناد خزانه را نشان میدهد. نرخ بهره روی اسناد خزانه مقدار پرداخت سالیانه در هر دلار است که افراد قرض دهنده به دولت دریافت میکنند.لذا نرخ بهره ی۱۰ درصد به این معنا است که شخصی که ۱۰۰ دلار برای یک سال به دولت قرض داده است،۱۰ دلار به عنوان بهره دریافت میکند. الگویی که در این فصل معرفی میشود،
،از پایههای مهم اقتصاد کلان جدید به شمار میرود.الگوی گذشته با ورود IS- LMالگوی
نرخ بهره به عنوان یک تعیین کنندهی دیگر تقاضای کل گستردهتر میشود.با اضافه کردن نرخ بهره میتوانیم ادعا کنیم که کاهش در نرخ بهره باعث افزایش تقاضای کل میشود.ظاهراً این موضوع جزئی به نظر میآید،و میتوان با تغییرات اندکی در الگوی فصل سوم به آن دست یافت.
اما این مطلب کاملاً درست نیست،زیرا باید سوال کنیم چه عواملی نرخ بهره را تعین میکنند؟این سوال باعث میشود که الگوی مورد نظر با ورود بازارهای مالی قدری گستردهتر گردد.
همچنین ما را وادار میکند که به مطالعهی ارتباط بین بازاهای کالا و خدمات بپردازیم. نرخهای بهره و درآمد از طریق تعادل در بازارهای دارایی و کالا به طور نزدیک با هم مرتبط هستند.
ورود دو عنصر بازار دارایی و نرخ بهره سه هدف به همراه دارد:
۱ –این الگوی گسترده چگونگی عملکرد سیاست پولی را نشان میدهد.
۲-تجزیه و تحلیل الگوی گسترده،نتایج فصل سوم را تعمیق بیشتری میبخشد. نمودار
۲-۴ساختار منطقی را از الگویIS-LM نشان میدهد.تا به حال با استفاده از یک الگوی فرعی نشان دادیم که هزینههای مستقل و سیاست مالی دو عنصر تعیین کنندهی تقاضای کل و در آمد تعادلی هستند. حالا که بازار دارایی وارد الگو شده است،عرضه و تقاضای پول به صورت کانالهای دیگری در این رابطه عمل میکنند. مثلاً اعمال یک سیاست انبساطی مالی،در ابتدا باعث افزایش هزینهها و درآمد خواهد شد. افزایش در درآمد از طریق بالا بردن تقاضای کل روی بازار دارایی اثر میگذارد.در نتیجهی افزایش تقاضا،نرخ بهره بالا خواهد رفت.
بالا رفتن نرخ بهره به نوبهی خود باعث کاهش هزینهها و در نتیجه کم کردن اثر انبساطی سیاستها میشود. البته در شرایط خاصی ،نرخ بهره آنقدر افزایش مییابد که کاملاً اثر انبساطی سیاست مالی را میتواند خنثی نماید.
۳-حتی اگر تغییرات نرخ بهره ،به طور کامل آثار سیاست مالی انبساطی را خنثی نکرده بلکه آن را کاهش دهد،در هر صورت آثار جنبی مهمی دارد. اصولاً ترکیب تقاضای کل بین مصرف سرمایه گذاری بستگی به نرخ بهره دارد. نرخ بهره بالا از طریق کاهش سرمایه گذاری باعث کم کردن تقاضای کل خواهد شد. از طرف دیگر سیاست انبساطی مالی از مسیر ضریب تکاثری باعث افزایش مصرف میشود.
|
||||||
|
برای سفارش خرید کتاب کلیک کنید
*************************
رئوس مطالب فصول
بخش اول: اصول و مفاهیم توَسعه اقتصادی (فصول ۵-۱)
بخش دوم: توزیع درآمدی، بررسی نحوه توزیع درآمد بین جوامع شهری و روستایی و فرآیند مهاجرت از روستا (فصول ۶ و ۷)
بخش سوم: نقش جمعیت، فاکتورهای تولید، و تکنولوژی در توسعه اقتصادی با تاکید بر منابع طبیعی و محیط زیست (فصول ۱۳-۸)
بخش چهارم: مباحث اقتصاد کلان و توسعه اقتصادی بین المللی (فصول ۱۷-۱۴)
فصل ۱۸ به برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی می پردازد و فصل ۱۹ مباحث ثبات، تعدیل، بازسازی و خصوصی سازی را بررسی می کند.
نابرابری بین قشر ثروتمند و فقیر
اقتصاد توسعه عمدتاً به دو سوم جمعیت فقیر دنیا توجه می کند. جمعیت کشورهای در حال توسعه حدود ۸۲ درصد جمعیت دنیا است که بسیاری از آنها از نظر تغذیه، مسکن، سلامتی در وضعیت نامناسبی هستند و بیسواد می باشند.
بر اساس آمارهای ملی و توزیع درآمدها ۱۰۰۰-۷۰۰ میلیون نفر (۱۵-۱۰ درصد) از جمعیت ۶٫۵ میلیاردی دنیا (که ۵٫۳ میلیارد نفر آن در کشورهای در حال توسعه هستند) زیرخط فقرند و حداکثر با درآمد یک دلار در روز زندگی می کنند. اکثر این جمعیت در آفریقای مرکزی، جنوب آسیا و آسیای شرقی هستند.
درآمد متوسط افراد در آمریکا و کانادا بالاست و جزو کشورهای ۵ درصد ثروتمند جهان هستند.
جهانی شدن، برونسپاری و تکنولوژی اطلاعات
در جامعه آمریکا طبقه متوسط بسیارحساس و آسیب پذیر است و با از دست دادن کار یا افزایش درآمد سطح زندگی به شدت تغییر می کند. ولی این اختلاف در توزیع درآمدها در جوامع در حال توسعه بیشتر دیده می شود.
با گسترش مفهوم و عملکرد جهانی شدن، جوامع آمریکا و هند در ارتباط تنگاتنگی قرار گرفتند که فراتر از توسعه صرف صنایع هندی-آمریکایی بود. برخی شرکت های آمریکایی تولید و کارهای خدماتی خود را به هندی ها موکول کردند و درآمد ماهانه ای معادل $US300–۵۰۰ برای یک فارغ التحصیل دانشگاهی ایجاد کرد ، که درآمدی مطلوب است. با تاسیس یک شعبه در هند یا تنها قرارداد با طرف هندی، توانستند با هزینه های پرسنلی معادل یک دهم و حتی یک پانزدهم کارمندان آمریکایی، خدمات مورد نیاز را با کمک امکانات و تاسیسات ارتباط از راه دور مناسب (telecommunications) و آموزش مناسب دریافت کنند.
در این کتاب چگونگی افزایش رقابت بین المللی و کاهش هزینه های تولید در آمریکا، ژاپن، اروپا و سایر شبکه های جهانی تولید؛ افزایش سهم آسیا بخصوص در صنایع الکترونیک، نرم افزار و خدمات برای افزایش قشر جمعیت متوسط در جهان، نقش آزادسازی واردات و نرخ تبدیل ارز در توسعه، و اختلاف در توزیع درآمدها در جوامع در حال توسعه بیشتر بررسی خواهد شد.
برای مثال با گسترش مفهوم و عملکرد جهانی شدن، ارتباط تنگاتنگ جوامع آمریکا و هند فراتر از توسعه صرف صنایع هندی-آمریکایی قابل بررسی است.
بخش نرم افزار در هند معرف یک حوزه مهارتی، مبتنی بر صادرات با ارزش افزوده بالا است که سرمایه خارجی زیادی از شرکتهای چندملیتی را نیز جذب کرده است و همچنین توانسته است متخصصین و سرمایه ها را نیز به کشور بازگرداند.
عصر طلایی توسعه آسیا و هندوستان
رشد اخیر هندوستان و برخی کشورهای آسیای شرقی در سال های جهانی شدن (۲۰۰۰-۱۹۸۰)، گسترش تجارت و جابجایی سرمایه، رشد شرکتهای آسیایی که در سطح جهانی رقابت می کنند، کاهش هزینه های شرکت های جهانی با استفاده از کارکنان هندی، چینی، بنگلادشی، و مالزیایی بجای آمریکایی ها، اروپایی ها با طبقه متوسط، کاهش نرخ رشد درآمد خالص طبقه متوسط کشورهای توسعه یافته به حدود ۱٫۲ درصد ، در صورتی که این مقدار در کشورهای پیشرو آسیایی حدود ۲٫۹ درصد بوده است، در این راستا قابل تعمق و یررسی است.
جهانی شدن، برونسپاری و تکنولوژی اطلاعات (هند)
رشد اقتصادی پایدار هند در سال های اخیر و افزایش موقعیت های کاری برای فارغ التحصیلان دانشگاهی، هند را به عنوان یکی از صادرکنندگان بزرگ در صنعت نرم افزار و خدمات مشابه در زنجیره ی تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) قرار داده است.
توان رقابت در مناقصه های خارجی بنگاه های هندی با توجه به دستمزد پایین تر فارغ التحصیلان دانشگاهی، همکاری بنگاههای محلی در هند با شرکت های پراکنده هندی در سراسر جهان باعث شده است تا هند نقش مهمی در صنعت و تکنولوژی اطلاعات جهانی داشته باشد.
شرکتهای هندی-آمریکایی در ایالات متحده معمولاً از بنگاههای بزرگ آمریکایی منفک شده اند، و به عنوان پیمانکار با استفاده از نیروی کار هندی برای کارفرمایان خدمات موردنظر را ارائه می دهند. سرمایه شرکت های نرم افزاری هندی در آمریکا برای تعامل با کاربران و همچنین انجام فعالیت های پژوهشی و نوآوری همگام با ارتقای مهارت کارکنان افزایش یافته است.
برخی از آثار و پیامدهای جهانی شدن در کشورهای در حال توسعه
هماکنون تغییر جهت سیاست های اقتصاد ملی و بین المللی به سوی اقتصاد بازار طی و کاهش نقش دولت در اقتصاد، توسعه صادرات ، کاهش اساسی در میزان تعرفه کشورها (هند از ۸۲ به۳۰، برزیل از ۲۵ به ۱۲، چین از ۴۳ به ۱۸)، تشویق روندمقررات زدایی از بازارهای مالی درکشورهای درحال توسعه ازسوی نهادهای بین المللی وتغییررژیم های مقرراتی در اکثر کشورها روی داده است.
همچنین اتفاقات مهم زیر به وقوع پیوسته است :
- گشایش کامل بازارهای مالی در کشورهایی مانند آرژانتین، مکزیک، تایلند و …
- حرکت از اقتصاد سوسیالیستی به سوی نطام اقتصاد بازار (بلوک شرق سابق)
- سقوط درآمد بیش از یک میلیارد نفر از مردم جهان
- وجود یک فرایند دیالکتیکی به معنای افزایش فرصت ها برای کاستن از میزان فقر مطلق به همراه افزایش دامنه نابرابری ها
- شکاف عمیق تر بین ثروتمندان و فقرا در جهان
- تقسیم کشورها به دو دسته برندگان و بازندگان در اثر یکپارچگی اقتصادی
- ارتباط بحران در کشورهای آسیای شرقی با جریان های کوتاه مدت سرمایه
محدودیت استفاده از رویکردهای اقتصادی استاندارد
کاهش اساسی در میزان تعرفه کشورها (هند از ۸۲ به۳۰، برزیل از ۲۵ به ۱۲، چین از ۴۳ به ۱۸)، تشویق روندمقررات زدایی از بازارهای مالی درکشورهای درحال توسعه ازسوی نهادهای بین المللی وتغییررژیم های مقرراتی در اکثر کشورها روی داده است.
کمبود یا نبود موارد زیر در اقتصادهای در حال توسعه به عنوان موانع جدی در فرآیند توسعه مطرح هستند :
- نیروی کار متخصص، ماهر و قابل جابجایی
- کشاورزان تجاری
- تعداد زیاد کارآفرینان مسئول
- فرهنگ و جو مناسب در سازمان ها
- سطح بالایی از دانش فنی
- مالکیت محلی صنایع
- اتکا به مالیات های مستقیم به عنوان درآمد
- تعداد زیاد اقلام صادراتی
- میانگین درآمد واقعی بالاتر از امرار معاش
- بازار سرمایه توسعه یافته، و یا نرخ بالای پس انداز
بر گرفته شده از: کتاب توسعه اقتصادی ترجمه دکتر محمد رضا منجذب، انتشارات آسیم، ۱۳۸۹
تدوین مدل پیشبینی درآمد مالیات بر شرکتهای
استان تهران
محمدرضا منجذب
عباس باقرکلانتری
در این مقاله با ارایه مدل تک معادلهای اقتصادسنجی عوامل موثر بر مالیات برشرکتهای دولتی و غیردولتی استان تهران اندازه گیری و تاثیر متغیر های مورد نظر برآورد شده است. سپس با ارایه فروض خاص، مالیات برشرکتهای دولتی و غیردولتی استان تهران برای سال های آخر دهه هشتاد پیش بینی گردیده است.
نتایج نشان می دهد که در استان تهران، مالیات برشرکتهای دولتی نسبت به متغیرهای تولید ناخالص داخلی، سطح عمومی قیمتها و جمعیت بی کشش است. مالیات برشرکتهای غیردولتی نیز ضمن تاثیرپذیری از مالیات برشرکتهای دولتی، نسبت به متغیرهای تسهیلات اعطایی سیستم بانکی، سطح عمومی قیمت ها و جمعیت استان مذکور بی کشش است.
بهرهوری که یکی از مفاهیم اقتصادی است که اینگونه تعریف میشود: «مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی و یا کار هزینه شده بدون کاهش کیفیت». به دیگر سخن بهرهوری عبارتست از بدست آوردن حداکثر سود ممکن با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد ومهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و…به منظور ارتقاء رفاه جامعه. بهره وری به نسبت کار انجام شده به کاری که باید انجام میشده اطلاق میشود. تاریخچه بهرهوری میتوان گفت برای نخستین بار لغت «بهره وری» توسط فردی به نام «کوئیزنی» در سال ۱۷۷۶ (میلادی) بکار برده شد. بیش از یک قرن بعد یعنی در سال ۱۸۳۳ (میلادی) فردی به اسم «لیترِ» بهرهوری را «قدرت و توانایی تولید کردن» تعریف کرد. بایستی توجه داشت که واژه بهرهوری با گسترش انقلاب صنعتی و جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار, سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت ولی اصطلاح بهرهوری آب در چند ساله اخیر و به دلیل کمبود این ماده ارزشمند گسترش یافتهاست. کاربردها بر خلاف پندار برخی افراد بهرهوری فقط برای صنایع نیست بلکه بهره وری سطوح مختلفی دارد و همه افراد در همه سطوح نقش دارند یعنی اینکه افراد میتوانند با تفکر، ابداعات و نوآوریهای خود عملاً در چند سطح گوناگون موثر واقع گردند، سطوح مختلف بهره وری عبارتاند از:
سطح فرد سطح گروه کاری سطح سازمانی سطح رشتههای تجاری، خدماتی، صنعتی و کشاورزی سطح بخشهای اقتصادی سطح ملی و کشوری سطح جهانی
در سطوح فردی به دنبال تدابیری برای افزایش بهره وری فردی هستیم. و در سطح گروه نیز به دنبال افزایش بهره وری گروه کاری هستیم. بدیهی است که موضوع بهره وری بیشتر در سطوح سازمانی و رشتهها مطرح میشود و بیشترین ضوابط و شرایط مربوط به بهره وری را میتوان در آنها مشاهده کرد. چه بسا برخی مشاغل و حتی برخی دستگاهها به دلیل انجام فعالیتهای موازی و تکراری بودن وظایف سازمانی در یکدیگر ادغام شده و برخی از آنها حذف شدهاند. برخی مواقع ایجاب میکند که بدلیل مصالح ملی برنامه ریزان اقتصادی و سیاست گذاران مثلاً در زمان جنگ دستور دهند کارخانههای کالاهای غیرضروری و لوکس اقدام به همکاری با سایر کارخانههای تولید مواد غذائی و حتی کارخانههای ساخت جنگ افزار نمایند و تولید کالای خود را تعطیل نمایند. و یا مصالح عمومی ایجاب میکند جند خانه که در مسیر طرح یک شاهراه واقع گردیده خریداری یا معاوضه گردیده و تخریب شود.
موانع بهبود بهرهوری نداشتن اعتقاد و باور ملی به نتایج وفواید بهبود بهره وری ترس از برخی نمودهای ظاهری بهره وری از جمله ترس از بیکاری ناآگاهی عمومی نسبت به مفاهیم وجایگاه بهره وری، میزان اهمیت آن ونقش ووظایف افراد در این راستا بی توجهی به فکرهای خلاق ومبتکر مقاومت افراد در مقابل تغییرات وعدم تمایل به ترک برخی عادات غرق شدن در روشها و تکنیکها و تغییر باورهای فکری بلند پروازی وبی توجهی به مسائل به ظاهر کوچک وراه حلهای خرد مشخص ننمودن متولی کار ناهماهنگی ونبود هدایت ونظارت مناسب ضعف تعهد اجرایی عجله در حصول نتیجه دخالتهای بی جای برخی کارشناسان در سایر حوزههای کاری واظهار نظرهای غیر کارشناسانه عدم وجود کارشناسان خبره و یا عدم انگیزش آنها در ارزیابی سیستم و تجزیه و تحلیل و اندازه گیری بهره وری برخورد مقطعی با موضوع بهره وری وناپیوستگی روند بهره وری منافع و فواید بهرهوری فواید عمومی بهره وری عبارتاند از: * صرفه جویی در هزینهها
افزایش کیفیت (مرغوبیت و مطلوبیت)کالاها وخدمات ثبات قیمتها و یا حتی کاهش آن افزایش سطح رفاه عمومی جامعه افزایش درآمد وسود رضایت عمومی افراد رونق اقتصادی افزایش تولید و ارائه خدمات ثبات اقتصادی در بازار جهانی ایجاد اشتغال توسعه صنعتی توسعه پایدار ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و بهداشتی
منافع و فواید بهرهوری برای سیستمهای دولتی و شرکتها را میتوان به شرح ذیل برشمرد:
افزایش سود و درآمد کاهش هزینهها افزایش تقاضا رضایت شغلی کارکنان سرعت عمل کارکنان دقت عمل کارکنان ایجاد رقابت سالمتر ارتقای شغلی کارکنان ایجاد محیط کاری جذاب آموزش عمومی کارکنان افزایش حقوق و دستمزد امنیت شغلی کارکنان انجام درست کارها و انجام کارهای درست افزایش کیفیت زندگی کاری افزایش رفاه کارکنان افزایش انگیزه کاری
بهبود و ارتقای بهرهوری مستلزم کوشش و تلاش برنامه ریزی شده همه جانبه از سوی افراد و مسئولین ذیربط است که خود نیازمند بهبود شرایط کار و تغییر محرکهها و روشهای انگیزشی کارکنان، بهبود نظامها، دستورالعملها، قوانین، بخشنامهها، دستورالعملها، روشها، فناوری و غیره میشود.
عوامل موثر برای افزایش سطح بهره وری بطور کلی عوامل موثر برای افزایش سطح بهره وری را میتوان چنین برشمرد:
۱- بهبود کیفی عامل کار، با توجه به اینکه نیروی انسانی مهمترین عامل در بهبودی بهره وری میباشد لذا میتوانند با بکارگیری نکات ذیل موجبات ارتقای بهره وری را فراهم نمایند. الف: نگرشهای مثبت کاری، بهعنوان مثال غرور داشتن در کار و متمایل به پیشرفت مستمر.
ب: کسب مهارتهای جدید و ارتقای تخصص با کمک آموزش.
ج: کمک به همکاران در مواقع لزوم و اجرای کارها به صورت گروهی و دسته جمعی
د: مشارکت در برنامههای بهبود بهره وری همچون کمیتههای بهره وری، طرح پیشنهادها، نظام جامع کیفیت مدیریت و گروههای کنترل کیفی
ه: انجام درست کارها از بدو امر
و: حفظ سلامت جسمانی و تغذیه مناسب افراد
ز: انگیزش مناسب کارکنان از طریق اعطای پاداشهای مادی، تفویض اختیار، ایجاد محیط دوستانه و روابط غیررسمی بین کارکنان
ح: بالا رفتن سطح آموزش مستمر و مداوم نیروی کار
ط:انجام پژوهش و تحقیقات متناسب با کار
ی: سپردن کار به کاردان و گماردن افراد در مشاغل متناسب
ک: ایجاد شرایط خوب کاری و تفریحات سالم برای کارکنان
ل: بهبود روشهای انجام کار
م: استفاده از سیستم مکانیزه و روش خودکار
ن: حذف مراحل زاید
۲- بهبود روابط حاکم بین مدیر و کارکنان الف: بکارگیری سبک مدیریتی صحیح و علمی
ب: توجه مدیریت به مشکلات کاری و زندگی کارکنان
ج: ایجاد سیستم اطلاعاتی مدیریتی صحیح جهت استفاده مدیران از اطلاعات و آمار درست و دقیق درباره عملکرد سیستم و عملیات انجام شده و سایر اطلاعات مورد نیاز.
د: ایجاد روابط دوستانه و صمیمی مدیریت با کارکنان
ه: دادن آگاهی و شناخت به کارگران و کارکنان درباره اهداف و وظایف سازمانی و جایگاه افراد درآن.
ز: ایجاد روحیه همکاری و مشکل گشایی در سازمان و باور داشتن آن توسط مدیران و کارکنان.
ج: کوشش و پشتیبانی مدیریت در زمینه مدیریت مشارکتی و بهره وری.
ی: بهرهگیری از سرمایههای درونمرزی و برونمرزی در فعالیتهای تولیدی و دارای ارزش افزوده و پرهیز از مصرف در امور غیر ضروری غیر تولیدی.
۳- بهبود در بکارگیری رهاوردهای فناورانه الف: استفاده از ماشین آلات و تجهیزات بهتر و سرمایه گذاری بیشتر در تجهیزات و ماشین آلات.
ب: اهمیت دادن و استفاده از قدرت نوآوری و خلاقیت کارکنان و پژوهشهای کاربردی آنها
ج: تحولات و پیشرفت فنی و دگرگونیهای فناورانه
د: استفاده صحیح و کامل تجهیزات فنی و فناوریها
ه: ایجاد واحدواحدهای تحقیق و توسعه و اهمیت به جایگاه آنها
و: انجام پژوهش جهت دستیابی به فناوری برتر و کاهش هزینههای تولید و ابداع محصولات جدید و کیفیت برتر و افزایش تولید.
ز: یکپارچه کردن صنایع و ایجاد واحدهای عظیم و تولید هنگفت جهت صرفه جویی ناشی از تولید انبوه.
ج: تغییر و دگرگونی در کیفیت مواد اولیه و بهبود آن
ط: تغییر دگرگونی در فرآیند ساخت و عملکرد سیستم و بهبود شیوهها و فنون مهندسی صنایع.
ی: استفاده از تدابیر ارگونومی (مهندسی انسانی یا دانش هماهنگ سازی میان انسان، محیط و ماشین) به منظور سلامتی، شادابی، رفاه و ایمنی کودکان
ک: نظام به موقع خدمات و تولید به هنگام، نظام (just in time production system git)
ل: نظام موجودی صفر یا بدون انبار، نظام (zero inventory) به منظور صرفه جویی در هزینههای سرمایهای و عملیاتی انبار و انبارداری
م: استفاده از منابع پربازده.
بدیهی است برای افزایش سطح بهره وری عامل یا علت بخصوصی را نمیتوان ارائه کرد بلکه ارتقای بهره وری معلول ترکیبی از عوامل گوناگون است و هرکدام به نوبه خود تأثیر لازم را میگذارد.
نقشه راه بلوغ (MRM) روشهای مدیریتی برای توسعه و تحقق بهره وری است. اساس این روش متکی بهنگاه علت و معلولی به پدیدههای طبیعت است.این مبحث مانند (PDCA)ارائه میدهد متکی بر سه عنصر برنامه ریزی، اجرا و اصلاح. توضیحات کاملتر این مبحث در کتابی با همین عنوان در دسترس است.
«فرصت مانند ابر از افق زندگي ميگذرد، مواقعي كه فرصتهاي خيري پيش ميآيد غنيمت بشماريد و از آنها استفاده كنيد». .